سیب سرخ

 

بیوتن آخرین رمان رضا امیر خانیه که فک کنم مال سال 86 باشه رمان قشنگیه که به قشنگی من او نیست.من که پیشنهاد می کنم بخونینش چون خیلی جالبه.

به هرحال... اون(امیرخانی)واسه نوشتن این(بیوتن) یه سال آمریکا بود تا از نزدیک مشکلات ایرانیای مقیم آمریکا رو ببینه.

میشه نکات جالبیو در این رمان دید...

 


 

میشه نکات جالبیو در این رمان دید چند تاشو اینجا میگم: کسایی که من او رو خونده باشن با هف کور و درویش مصطفی آشنایی دارند می تونم بگم که نویسنده به شکل جذابی اونا رو جایگزین کرده مثلاً من او با خانی آباد و هف کورِش شروع میشه و بیوتن با فرودگاه جان.اف.کندی و اون سیلور من ها و به نظر من سهراب هم جای درویش مصطفی رو گرفته.

ترکیب کلی جالبی داره اما این نکته هم حائز اهمیته که این تکرار بامزه واسه 2 تا رمان پشت هم با مزه است اما اگه ادامه پیدا کنه... اگه ادامه پیدا کنه میشه مث فیلم های سیروس مقدم که داستانش عوض میشه اما نوع تصویر برداری و لحن و رفتار بازیگرا ثابته می تونین مقایسه کنین!

اسم رمان هم جالبه و هر جور تلفظش کنی درسته چون بیوتن یه ویتامینه و در یه نامه ای که یه خانومی به ارمیا(قهرمان داستان) می نویسه بی وطن رو بیوتن مینویسه!

البته یه چیزی منو ناراحت کرد و اون این بود که گفت مردم ایران یا دولت می گن و مردم آمریکا یا خودم!

یکی باید به امیرخانی بگه آخه بی انصاف ما این همه آدم خوب و باحال تو ایران داریم لااقل انتقاد می کنی یه خوبی هم از مردم بگو که منصفانه بشه! 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٩ توسط 
قالب وبلاگ